1332 ه ق / بيستوچهارم ژوئيهٴ 1914 م ميشد. نميدانم در آن روز مراسمي برگزار شد يا نه.
3) نهتنها چاپهايي براي استفادهٴ عموم از مقدمه به زبان عربي انتشار يافته، بلكه چاپي از آن را در اختيار دارم كه اِعرابگذاري شده است. اين كار تنها در مورد كتابهاي ديني، اشعار يا كتابهاي بسيار مهم انجام ميگيرد.
تحسيني كه در دنياي عرب امروزه نسبت به ابن خلدون احساس ميشود از آن جهت در خور توجه است كه اظهارات او حاوي انتقادات سختي برضد عرب است. به آساني ميتوان از كتاب او ويرانگرترين گزارش را در مورد رفتار و كردار عربها تنظيم كرد، بهطوري كه هيچ غيرعربي هم جرئت چنين كاري را نداشته باشد.
او از خصال عالي بدويان و در عينحال از نقايصشان آگاه بود: خشونت، بيرحمي، بخشندگي مفرط، دشمني متعصبانه، حسادت ديوانهوار، ((قضاياي ناموسي)) كه به پيامدهاي جنايتكارانهاي منجر ميشود؛ وي دريافت كه فضيلت اصلي آنان ((عصبيت)) است، كه در بهترين صورت چيزي شبيه ميهنپرستي است، و در بدترين صورت مانند همبستگي حيوانات است كه با هم يك گله يا دسته را تشكيل ميدهند.1
در اينجا، برخي اظهارات او را در مورد عرب نقل ميكنيم:
[ هر جا كه بهدست عرب فتح شد، فوراً رو به ويراني نهاد))] ؛ [ اغلب علماي مسلمان غيرعرب بودند]. ؛ [عربها عموماً قادر به تشكيل دولتي نبودهاند؛ مگر هنگاميكه از تعاليم ديني پيامبر يا قديسي بهنوعي برخوردار شده باشند]. ؛ [عربها كمتر از هر ملتي شايستهٴ فرمانروايياند] ؛ [ آنان كمترين گرايشهاي هنري را دارند] ؛ [ آنان از نژادي غارتگر و راهزنند] ؛ [ اغلب بناهايشان با خاك يكسان شده] ؛ و سرانجام، به كساني كه لاف فتوحات عرب را ميزدند: پاسخ ميدهد؛ [ افراد هرچه بيشتر از مدنيت عاري باشند فتوحات بيشتر ميكنند].
بايد بهخاطر داشته باشيم كه ابن خلدون رنجهاي بسيار برد؛ او مردي ناراضي بود كه تباهي قدرت اسلام را به چشم ميديد؛ ممكن است با سرزنش كردن عرب خود را تسلي ميداد، ولي در
Charles Montagu Doughty (1843-1926): Travels in Arabia deserta, (2 vols., Cambridge 1888, often reprinted).See also the Récit du séjour de Fatalla Sayeghir chez les Arabes errans du grand désert, appended to Alphonse de Lamartine: Souvenirs, impressions, et paysages pendant un voyage en Orient , 1832-1833 (vols, 4, 39-285, Paris 1835 ). Hitti, (p. 23-29, 1937)